اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

959

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ، قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ . و اين عفريت ايمان آورده بود و دعوى كرد كه من اين تخت را بيارم پيش از آنكه تو از مظالم فارغ گردى . و سليمان عليه السلام بر وى انكار [ 42 ب ] نكرد . و اگر دعوى محال بودى بر وى انكار كردى و گفت زودتر از اين خواهم آصف جواب داد : انا آتيك به قبل ان يرتد اليك طرفك . دعوى كرد و بياورد . و نه آصف پيغامبر بود و نه عفريت . و به خبر آمده است از پيغامبر عليه السلام : رب اشعث اغبر لا يؤبه به له و لا يزوج المنعمات و لا يفتح له السدى و لو اقسم على الله لابره منهم البراء بن [ خالد و عازب بن ] مالك . كرامات از اين بيشتر چه باشد كه اگر دعوى كند و بر آن دعوى سوگند ياد كند ، ورا راست‌گوى گرداناد . و انكار كرامت از دو بيرون نيست : يا حق را از آن عاجز داند يا ولى را اهل آن نبيند . اگر عجز گويد كفر است و اگر اهل نبيند خطا است ؛ از بهر آنكه مؤمن همه كرامات را بشايد و آن ايمان كه ورا داده است برتر از كرامات است ، چون بهترين بىسؤال بداد ، اولاتر كه كمترين با سؤال بدهد . و لكن اندر تقسيم كرامت سخن است . گروهى چنين گفته‌اند كه بىدعوى باشد ، باز پيغامبران را معجزه با دعوى باشد ، از بهر آنكه پيغامبر را به اثبات نبوت حاجت است تا به وى ايمان آرند ، و مر ولى را به اثبات ولايت حاجت نيست . تا گروهى چنين گفته‌اند كه اگر خبر دهد كه مرا چنين بوده است دروغ گويد ، از بهر آنكه خبر دادن به آيتها همچو دعوى باشد به ابتدا . و گروهى چنين گفتند ، كرامت خود بىسؤال باشد . اندر بيابانى [ مؤمن ] مضطر گردد . طعام پديد آيد يا شراب يا مركوب . باز پيغامبر را به سؤال باشد ، و گروهى چنين گفتند كه با دعوى روا باشد آنگاه كه دعوى وى اثبات حقى را باشد نه افتخار را و مرائات خلق را . و اما بزرگان اين طايفه كه كرامات اوليا روا داشتند كسى را